تبليغاتX
جامه دران

جامه دران


روزي كه لمپن از شوراي شهر ما كنار رفت

 روزي كه ((الخاندرو عاسكولوچي)) شوراي بد دهن و لمپن شهر ما از كار بركنارشد، اهالي شهر نفسي به راحتي كشيدند و جوانان نيز تا سپيده سحر در كوچه و خيابان به شادماني پرداختند . هر چند كه  فدائيان لمپن عاسكولوچي، با دست زدن به حركت  ضد اخلاقي ((حركات موزون)) سعي داشتند تا اين قضيه را به جنجال بكشانند اما هوشياري كلانتر شهرمانع از بروز يك جنجال شد و نقشه شوم الخاندروي لمپن به جايي نرسيد.

همكار خبرنگار ما ((دوس ممد كرغكي)) پيرامون اين روز تاريخي گزارشي تهيه كرده و مصاحبه هايي را با برخي از افراد و جريانات موافق و مخالف انجام داده است كه از نظر شما خوانندگان محترم مي گذرد.

با سلام به خوانندگان ارجمند  روزنامه مان!

بنده هم اكنون در نزديكي ميدان شهر هستم. مطمئنا امروز در تاريخ اين شهر يك روز استثنايي و بي بديل خواهد بود. روزي كه  مطمئنا  آيندگان از آن به نيكي ياد خواهند نمود و كار ارزشمند شما را خواهند ستود.

شما مردم خوب شهر من ثابت نموديد كه ديگر نيشكر و توتون پيپ كار ساز نخواهد شد و مكاران و كارگردانان پشت صحنه و فرصت طلبان، ديگر جايي در اين شهر ندارند.

همشهريان ارجمند،

  من ترجيح مي دهم تا بيشتر از اين ((پرگپي)) نكنم. لذا از شما دعوت مي كنم تا متن زير را كه حاصل ساعتها تلاش بنده براي روشن نمودن دلايل شكست  الخاندروي حيله گر است را ملاحضه نماييد.

...

((مارچلو بريندلي)) يكي از شهروندان شهر كه مدتهاي مديدي با عاسكولوچي دم خوربوده است،پيرامون اخلاق و مرام الخاندرودر دوران خردسالي مي گويد: من از بچگي با الخاندروبزرگ شدم . يعني همبازي و همكلاسي مدرسه اش بودم.خيلي اوقات به من پول مي داد تا مشق هاي مدرسه اش راو بنويسم.

يادم مي آيد  يكي از روزها پونز گذاشته بود روي صندلي آقا معلم و وقتي قضيه لو رفت من اين افتضاح را به گردن گرفتم و به جايش رفتم پيش خانم مديروتنبيه شدم و بعد از آن قضيه به او گفتم: هي عاسكولوچي بي تربيت، از امروز به بد، اسمم  را از ليست طرفدارهاي سينه چاكت خط بزن . چون ديگر نمي خواهم به خاطرتو بروم پيش خانم مدير و تنبيه بشوم.اما الخاندرو با زيركي و با چند برگ سبز قاپم را دزديد و پس ازآن تاريخ،  هر كار خلافي را كه انجام مي داد، به گردن مي گرفتم و تنبيه مي شدم وبراي همين بود كه سر آخرين خطاي عاسكولوچي از مدرسه اخراج شده و بيسواد بار آمدم.

مارچلو بريندلي، عليرغم اصراري كه مي ورزم حاضر نمي شود از خلافي كه منجر به اخراجش از مدرسه شده است سخن بگويد. حتي دسته اسكناس صورتي نيز او را مجاب نمي كند تاعليه دوست قديمي اش حرفي بزند. انگار دوست نابابش روح او را تسخير كرده است.

شومپت الكشانو،رفيق گرمابه و گلستان الخاندرو نيز حاضر نمي شود تا از خصوصيات منفي دوست و همكار پيشينش حرفي بزند اما او تاكيد مي كند كه عاسكولوچي يك فرد بي كله ديوانه است كه ممكن است براي حذف مخالفين خود به چند لمپن پول كلاني بدهد تا دشمنان را ((كاردكوت)) كند.

الكشانو در ادامه مي افزايد: يادم مي آيد در دوره نخست شوراها وقتي يك خبرنگار درباره پخش گسترده نيشكر و توتون پيپ در ايام تبليغات از او سئوالي پرسيد و عاسكولوچي را متهم به  خريد وفروش آرا كرد، الخاندرو به زبان محلي او را تهديد كرد كه برايش ((كتي)) خواهد بست كه بيا و ببين و عين اين اتفاق چند ماه بعد افتاد و خبرنگار مذكور از يك ((كتيكه)) با سر به زمين خورد و درجا تمام كرد.

اگر چه خانواده و شوراي سردبيري ((روزنامه پشوكي)) از او شكايت نمودند اما قدرت و نفوذ عاسكولوچي بيشتر از آن بود كه  بخواهد  اين موانع كوچك را به حساب بياورد .

دن دريگو، يكي از دشمنان قسم خورده  و سركلانتر شهر نيز كه چندين و چند باراو را به خاطر ارتكاب جرم ها متفاوتي دستگيرو تحويل مقامات مافوق داده است، در باره قدرت و نفوذ عضو پيشين شوراي شهرمعتقد است: اصولا عاسكولوچي، شامه قوي  و مشاوران سختكوشي دارد و از همين رو در ايام انتخابات به سمت و سوي حزب باد مي رود و با سبك وسنگين كردن اوضاع و كمك مشاوران و با توجه به ارث بيكراني كه از پدر فقيدش دارد، براي حزب مذكور راي مي خرد و از جرياني حمايت مي كند كه برنده شدنش ازپيش مشخص شده است و ...طبيعتا جريان فوق نيزاز او به خاطر خوش خدمتي هايش  دفاع مي نمايند.

دن دريگو پيرامون دلابل شكست عاسكولوچي در انتخابات روز گذشته مي گويد:ايراني ها يك مثل قديمي دارند كه مي گويد ((پهلوان زنده را عشق است)) و معني آن هم اين است كه تا زماني در اوج و قدرت هستي براي ما ارزش داري واين ضرب المثل آسيايي هم درمورد الخاندرو صدق پيدا مي كند.

وي اضافه مي كند: تاريخ مصرف عاسكولوچي براي جريانات خاص به پايان رسيده بود و روشنفكران  با صدور بيانيه  و برخي از همكاران با پرداختن به نقاط ضعف و افشاي برخي از تخلفات مالي و ...زمينه شكست او را فراهم نمودند.

اگر چه او براي هميشه از صحنه انتخابات كنار رفته است با اين همه احتمال مي رود كه او در دوره هاي آتي از نوچه هاي باسوادش براي راه يافتن به مجموعه شوراي  شهر سود برد.

درپايان اضافه مي كنم اين گزارش خيالي بوده و هرگونه شباهت آن با افراد حقيقي و حقوقي صرفا يك تشابه است ولاغير ....اگر كسي براي ما ((كتي كه)) هم ساخت مطمئن باشيد كه از يك شهر دور آمده است.

 


نوشته شده توسط محمد جوان در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 5:32 | لینک ثابت |


بگو انشا’الله

 

شایعه ای که به حقیقت می پیوندد!

 

در راستای این که اخیرا اشخاص بسیار زیادی از طریق تلفن و نمابر و همچنین تلفن همراه با حقیر تماس می گیرند و خبر برنده شدن اینجانب را در قرعه کشی یکی از بانکهای رسمی جمهوری اسلامی ایران اعلام می نمایند و تاکید می کنند که ((محمد آقا، شیرینی پیشکش حداقل بگو چه ماشینی برنده شده ای)) و ایضا ما تا کنون هیچ خبری از اعلام نتایج  بانکها دریافت ننموده ایم  واصولا  نمی دانیم که چه برنده شده ایم و چه نشده ایم.لذا به منظور رفع نگرانی ملت همیشه در صحنه و شهید پرور از کلیه مدیران محترم بانکهای رسمی و غیر رسمی درخواست می نماییم چنانچه از برنده شدن شخصی با نام ((محمد جوان)) در یکی از شعب تحت سیطره خویش اطلاع دارند مراتب را سریعا به استحضار ما ن برسانند تا ما قلب ملتی را شاد و آنها را از نگرانی و هول و ولا دربیاوریم.

درضمن مدیران محترم اگر لطف نمایند و قبل از اعلام نتایج یک شماره حسابی از محل نذورات برای اینجانب افتتاح نمایند، مطمئن باشند که اجر اخروی و از این چیزها نصیبشان خواهد شد.

ناگفته نماند که ما از دوران طفولیت بچه قانعی بودیم و به منظور این که مشت محکمی بر دهان ابرقدرتهای شرق و غرب و همچنین اسرائیل غا صب بزنیم  ونشان بدهیم که ایرانی همیشه جنس ایرانی می خرد

به همان پجو 206 مونتاج وطن قناعت می کنیم.

با احترام – راوی جامه دران ((برادر محمد جوان))

 


نوشته شده توسط محمد جوان در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 23:47 | لینک ثابت |