جامه دران
منوی وبلاگ

محمد جوان
خبرنگار و عكاس
مطبوعات استان گلستان
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
طنز
پیوندها
میتینگ
رفعتي
طبرستان
محمد گل كش
زندگي در رسانه
منصور گلستان
مهدي صفايي
ميثم باريكاني
سحر سرافراز
نیما حاجی قاسمی
روزنامه اعتماد
جعفر خاندوزي
گرگان زمین
علی نصیبی
ابراهيم
مسيح
کوچه
بهار
مهديه
ریرا
الهه موسوی
مريم اکبری
حميد مافی
سايت تابناك
احمد خواجه نژاد
فارس
قالب بلگفا
طراح قالب

روزگار سپری شده مردم سالخورده...
تصاويری گنگ و بريده از نخستين جشن اسکان سيلزدگان شرق استان در سايت پيشکمر کلاله !
رژه بر خاک پوک
مقدمه !
روزگار غريبی است نازنين . روزگاری که به قول آن شاعر محترم : دهانت را می بويند مبادا گفته باشی دوستت دارم ! روزگار غريبی است نازين ! روزگاری به مراتب غريب تر از بوئيدن يک دهان و ... مهرورزان مرکز نشين و عدالت گستران پايتخت . روزنامه های يوميه وطن را به سکوت و ميهمانی قضات محترم و صد البته شريف دعوت می کنند و مدعی العلوم هم به واسطه نامه جناب الهام شمشير را از روی می بندد و شرق و نامه و حافظ را به تاريک خانه رهنمون می سازد و در اين سوی ميدان و در اين خاک که گلستانش ناميده اند ، همشهری بهشهری مان ، نشريات تشنج آفرين را تهديد به افشاء در سيمای گلستان می نمايد و مديران مسئول نيز همانند يکسال گذشته با سختگيری بيشتری دست نوشته های خبرنگارانشان را مرور می کنند و هر از چند گاهی زير برخی از واژه ها خط قرمز می کشند و خواستار حذف يا نقطه چين شدن سطرها می کردند .
روزگار ما آنقدر غريب است که اگر بخواهيم اندکی دست از پا خطا کنيم و ناگفته ها را بگوييم ، کوچکترين بازتاب آن هدايت به سردابه ها و تاريک خانه ها است و در سطح کوچکتری نيز متهم به فساد مالی مان می کنند و اينکه از چه کسی خط گرفته ايم تا چنين مطلبی را تهيه و بر عليه آنان چاپ کنيم ! حال اگر روزی در حضور مقام بلند پايه ای از سرنوشت نامعلوم عزيز در بندی هم سؤالی پرسيده شود ، با چشم غره های برخی روبرو می شويم و به ناچار مجبور می شويم به آسمان نگاهی بيندازيم و در پس ابرها برای دوستی بلند مرتبه دستی تکان و آهی بکشيم و بگويم : خدايا خود شاهد باش که بر ما چه می رود و با چه می کنند !
با اين که می دانم دست نوشته حقير ، بنا به عللی که برشمردم از زير تيغ مدير مسئول محترم سالم بيرون نخواهد آمد و برخی واژه ها جابه جا خواهند شد و برخی از کلمات نيز تغيير خواهند نمود ، با اين همه می نويسم چرا که رسالتم ايجاب می کند تا اين چين نمايم و چشمانم را بر کج روی ها و تيره روزي ها نبندم هر چند که در انتهای کار عده ای ما را متهم به سياه نمايی می نمايند و با قيل و قالشان آرامش را از ما خواهند ربود و جام شوکران را هديه مان خواهند داد !
1 ـ تصوير نخست :
همانند هميشه و مثل همه آن وقت های ديگر ، همچون ديگر بازديدهای مقامات بلند پايه ، اوضاع شلوغ پلوغ است و همه آنهايی که بايد ظرف ماهها و هفته های گذشته وظايف خود را انجام می داده اند و نداده اند ، انگار که امروزآفتاب از جايی ديگر طلوع کرده باشد . تمام نيروهای خود ر ا بسيج نموده اند تا با آخرين توان کارهای عقب مانده را به پيش ببرند و موجب خشنودی آقای استاندار گردند !
اداره برقی ها که تا همين چند وقت قبل به خاطر حرکت لاک پشتی خود مورد انتقاد شديد مردم قرار گرفته بودند ، در اين بزنگاه تاريخی و برای رقص نور جشن اسکان دائم سيلزدگان به صورت کيلويی کارهای خود را پيش می برند و بر تيرهايی که ته آن بتون نشده است ، چراغ های روشنايی می آويزند و با بلندگو از مردم می خواهند تا چنانچه نياز به انشعاب برق دارند و در اين رهگذر پايه کنتور خود را هم کار نموده اند به آنان مراجعه نمايند تا در اين روز تاريخی بدون اخذ وجه و تنها با امضای يک تعهد نامه انشعاب به آنها واگذار نمايند ! حال تفاوتی هم ندارد که کابل برق از کدام تير کشيده می شود . چه اشکالی دارد وقتی تير برقی که در دو قدمی خانه قرار گرفته است ، به دليل شيرين کاری های آنان سيم ندارد ، از تير برق روبرويی 8 يا 10 متر و شايد هم بيشتر فاصله دارد ، برق رسانی گردد و ...
اداره آب و فاضلاب روستايی به يمن وجود پيشرفته ترين سيستم هاي آب رسانی های دنيا ـ تانکر های عهد بوق و سيستم لوله گذاری فله ای ـ موفق شده است تا از ميان 2000خانواری که 700 خانوارآن اسکان يافته اند ـ به 35 خانوار محترم و خوشبخت ـ انشعاب واگذار نمايد و هر چند صد متر يک شير آب به منظور رفاه حال مردم سيل زده سابق بگذارد و ...
پيمانکاران آسفالت ساز و خيابان ساز بنياد مسکن انقلاب اسلامی هم بيکار ننشسته اند و با سرعت فوق تصور خيابانهای اصلی شهرک و برخی از فرعی های آن را بدون توجه به زير سازی ويا جدول بندی آسفالت می نمايند ، برای آنها دوام و قوام کار مهم نيست ، آنچه مهم است ظاهر کار است و بس !
اداره مخابرات هم برای خالی نبودن عریضه و برای آنکه خودی نشان داده باشد ، در چند نقطه از شهر جديد گوگلدن باجه تلفن عمومی « احتمالاً رايگان » نصب کرده است تا از قافله عقب نماند و ...
پيمانکاران مدرسه ساز هم بنا به رسم هميشگی و به منظور آنکه حرف آقای استاندار دو نشود و او بتواند روز اول مهر زنگ يکی از مدارس شهرک را به نشانه آغاز سال تحصيلی بزند ، بصورت شانه روزی تلاش می نمايند تا کار احداث ساختمان مدارس به پايان برسد و ...
2 ـ تصوير دوم :
استاندار محترم سر می رسد ، استوار و مصمم گام بر می دارد ، از چند نقطه شهرک بازيد می کند . احتمالاً از همان نقاطی که قبلاً به همين منظور آماده شده است ! مسئولين شهری نيز هر کدام به فراخور کاری که انجام داده اند گزارش کاری ارئه می دهند و ... استاندار محترم پشت تريبون قرار می گيرد و از 30 ميليارد تومان می گويد که تا کنون برای شهرک هزينه شده است . از 700 خانواری می گويد که قرار است به ميمنت و مبارکی هفته دولت زندگی خود را در شهرک گوگلان آغاز نمايند
. شاعری از حل مشکل برق و آب شهرک تا پايان سال و بهره مندی مردم شهرک از گاز طبيعی ظرف دو سال آتی می دهد و تأکيد می کند مديرانی را هم که در مسير خدمت رسانی به مردم قرار نگيرند را از دور خا رج می کند و ...حالا مي فهمم كه چرا مديران محترم بر تيرهاي بتن نشده چراغ هاي روشنايي مي آويزند و ...
خبرنگار محترم صدا و سيما نيز در طی اين مدت بيکار ننشسته است و به اتفاق همکاران خود چرخی در شهرک می زند و با چند نفر از اهالی سخن می گويد و آن چند نفر هم در نهايت آرامش تعريف و تمجيد می کنند اما وقتی کار به گله و شکايت که می رسد تصوير برفکی و کات به نفر بعدی می شود ، بعدها مشخص می شود که خبرنگار مذکور از آنان خواسته است تا به منظور تشويق دولت محترم و قدردانی از زحمات مسئولان ، انتقادات گفته نشود و حتماً به تعريف و تمجيد آقايان پرداخته شود !
3 ـ تصوير سوم :
استاندار که می رود ، کارها دوباره به روال سابق بر می گردد . اداره برقی ها برای دريافت انشعاب جديد اهالی را به حضور در اداره مذکور و واريز نمودن نقدی پول انشعاب و 3 يا 4 روز معطلی دعوت می کند . آبفايی ها کماکان در باد همان 35 انشعاب خوابيده اند و پيمانکاران محترم بدون آنکه دغدغه ای بابت نشست آسفالت در چند نقطه شهرک داشته باشند و بی آنکه حسابرسی برای حيف و ميل بيت المال بيابند ، همچنان به زير سازی و جدول بندی خيابانهای ديگر مشغول هستند . فرماندار محترم هم احتمالاً در اين انديشه است تا برای سالهای بعد چه کند تا فرماندار نمونه استان معرفی گردد و ... در اين ميان من مات و متحير مانده ام که اين مردم چگونه با پنج ميليون تومان خانه هايشان را از نو بنا می کنند . گنج يافته اند و يا پول دولتمردان عدالت گستر، برکت را با خود به همراه آورده است ؟!
محمدجوان
نوشته شده توسط محمد جوان در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 22:25 | لینک ثابت |
تصاويری گنگ و بريده از نخستين جشن اسکان سيلزدگان شرق استان در سايت پيشکمر کلاله !
رژه بر خاک پوک
مقدمه !
روزگار غريبی است نازنين . روزگاری که به قول آن شاعر محترم : دهانت را می بويند مبادا گفته باشی دوستت دارم ! روزگار غريبی است نازين ! روزگاری به مراتب غريب تر از بوئيدن يک دهان و ... مهرورزان مرکز نشين و عدالت گستران پايتخت . روزنامه های يوميه وطن را به سکوت و ميهمانی قضات محترم و صد البته شريف دعوت می کنند و مدعی العلوم هم به واسطه نامه جناب الهام شمشير را از روی می بندد و شرق و نامه و حافظ را به تاريک خانه رهنمون می سازد و در اين سوی ميدان و در اين خاک که گلستانش ناميده اند ، همشهری بهشهری مان ، نشريات تشنج آفرين را تهديد به افشاء در سيمای گلستان می نمايد و مديران مسئول نيز همانند يکسال گذشته با سختگيری بيشتری دست نوشته های خبرنگارانشان را مرور می کنند و هر از چند گاهی زير برخی از واژه ها خط قرمز می کشند و خواستار حذف يا نقطه چين شدن سطرها می کردند .
روزگار ما آنقدر غريب است که اگر بخواهيم اندکی دست از پا خطا کنيم و ناگفته ها را بگوييم ، کوچکترين بازتاب آن هدايت به سردابه ها و تاريک خانه ها است و در سطح کوچکتری نيز متهم به فساد مالی مان می کنند و اينکه از چه کسی خط گرفته ايم تا چنين مطلبی را تهيه و بر عليه آنان چاپ کنيم ! حال اگر روزی در حضور مقام بلند پايه ای از سرنوشت نامعلوم عزيز در بندی هم سؤالی پرسيده شود ، با چشم غره های برخی روبرو می شويم و به ناچار مجبور می شويم به آسمان نگاهی بيندازيم و در پس ابرها برای دوستی بلند مرتبه دستی تکان و آهی بکشيم و بگويم : خدايا خود شاهد باش که بر ما چه می رود و با چه می کنند !
با اين که می دانم دست نوشته حقير ، بنا به عللی که برشمردم از زير تيغ مدير مسئول محترم سالم بيرون نخواهد آمد و برخی واژه ها جابه جا خواهند شد و برخی از کلمات نيز تغيير خواهند نمود ، با اين همه می نويسم چرا که رسالتم ايجاب می کند تا اين چين نمايم و چشمانم را بر کج روی ها و تيره روزي ها نبندم هر چند که در انتهای کار عده ای ما را متهم به سياه نمايی می نمايند و با قيل و قالشان آرامش را از ما خواهند ربود و جام شوکران را هديه مان خواهند داد !
1 ـ تصوير نخست :
همانند هميشه و مثل همه آن وقت های ديگر ، همچون ديگر بازديدهای مقامات بلند پايه ، اوضاع شلوغ پلوغ است و همه آنهايی که بايد ظرف ماهها و هفته های گذشته وظايف خود را انجام می داده اند و نداده اند ، انگار که امروزآفتاب از جايی ديگر طلوع کرده باشد . تمام نيروهای خود ر ا بسيج نموده اند تا با آخرين توان کارهای عقب مانده را به پيش ببرند و موجب خشنودی آقای استاندار گردند !
اداره برقی ها که تا همين چند وقت قبل به خاطر حرکت لاک پشتی خود مورد انتقاد شديد مردم قرار گرفته بودند ، در اين بزنگاه تاريخی و برای رقص نور جشن اسکان دائم سيلزدگان به صورت کيلويی کارهای خود را پيش می برند و بر تيرهايی که ته آن بتون نشده است ، چراغ های روشنايی می آويزند و با بلندگو از مردم می خواهند تا چنانچه نياز به انشعاب برق دارند و در اين رهگذر پايه کنتور خود را هم کار نموده اند به آنان مراجعه نمايند تا در اين روز تاريخی بدون اخذ وجه و تنها با امضای يک تعهد نامه انشعاب به آنها واگذار نمايند ! حال تفاوتی هم ندارد که کابل برق از کدام تير کشيده می شود . چه اشکالی دارد وقتی تير برقی که در دو قدمی خانه قرار گرفته است ، به دليل شيرين کاری های آنان سيم ندارد ، از تير برق روبرويی 8 يا 10 متر و شايد هم بيشتر فاصله دارد ، برق رسانی گردد و ...
اداره آب و فاضلاب روستايی به يمن وجود پيشرفته ترين سيستم هاي آب رسانی های دنيا ـ تانکر های عهد بوق و سيستم لوله گذاری فله ای ـ موفق شده است تا از ميان 2000خانواری که 700 خانوارآن اسکان يافته اند ـ به 35 خانوار محترم و خوشبخت ـ انشعاب واگذار نمايد و هر چند صد متر يک شير آب به منظور رفاه حال مردم سيل زده سابق بگذارد و ...
پيمانکاران آسفالت ساز و خيابان ساز بنياد مسکن انقلاب اسلامی هم بيکار ننشسته اند و با سرعت فوق تصور خيابانهای اصلی شهرک و برخی از فرعی های آن را بدون توجه به زير سازی ويا جدول بندی آسفالت می نمايند ، برای آنها دوام و قوام کار مهم نيست ، آنچه مهم است ظاهر کار است و بس !
اداره مخابرات هم برای خالی نبودن عریضه و برای آنکه خودی نشان داده باشد ، در چند نقطه از شهر جديد گوگلدن باجه تلفن عمومی « احتمالاً رايگان » نصب کرده است تا از قافله عقب نماند و ...
پيمانکاران مدرسه ساز هم بنا به رسم هميشگی و به منظور آنکه حرف آقای استاندار دو نشود و او بتواند روز اول مهر زنگ يکی از مدارس شهرک را به نشانه آغاز سال تحصيلی بزند ، بصورت شانه روزی تلاش می نمايند تا کار احداث ساختمان مدارس به پايان برسد و ...
2 ـ تصوير دوم :
استاندار محترم سر می رسد ، استوار و مصمم گام بر می دارد ، از چند نقطه شهرک بازيد می کند . احتمالاً از همان نقاطی که قبلاً به همين منظور آماده شده است ! مسئولين شهری نيز هر کدام به فراخور کاری که انجام داده اند گزارش کاری ارئه می دهند و ... استاندار محترم پشت تريبون قرار می گيرد و از 30 ميليارد تومان می گويد که تا کنون برای شهرک هزينه شده است . از 700 خانواری می گويد که قرار است به ميمنت و مبارکی هفته دولت زندگی خود را در شهرک گوگلان آغاز نمايند
. شاعری از حل مشکل برق و آب شهرک تا پايان سال و بهره مندی مردم شهرک از گاز طبيعی ظرف دو سال آتی می دهد و تأکيد می کند مديرانی را هم که در مسير خدمت رسانی به مردم قرار نگيرند را از دور خا رج می کند و ...حالا مي فهمم كه چرا مديران محترم بر تيرهاي بتن نشده چراغ هاي روشنايي مي آويزند و ...
خبرنگار محترم صدا و سيما نيز در طی اين مدت بيکار ننشسته است و به اتفاق همکاران خود چرخی در شهرک می زند و با چند نفر از اهالی سخن می گويد و آن چند نفر هم در نهايت آرامش تعريف و تمجيد می کنند اما وقتی کار به گله و شکايت که می رسد تصوير برفکی و کات به نفر بعدی می شود ، بعدها مشخص می شود که خبرنگار مذکور از آنان خواسته است تا به منظور تشويق دولت محترم و قدردانی از زحمات مسئولان ، انتقادات گفته نشود و حتماً به تعريف و تمجيد آقايان پرداخته شود !
3 ـ تصوير سوم :
استاندار که می رود ، کارها دوباره به روال سابق بر می گردد . اداره برقی ها برای دريافت انشعاب جديد اهالی را به حضور در اداره مذکور و واريز نمودن نقدی پول انشعاب و 3 يا 4 روز معطلی دعوت می کند . آبفايی ها کماکان در باد همان 35 انشعاب خوابيده اند و پيمانکاران محترم بدون آنکه دغدغه ای بابت نشست آسفالت در چند نقطه شهرک داشته باشند و بی آنکه حسابرسی برای حيف و ميل بيت المال بيابند ، همچنان به زير سازی و جدول بندی خيابانهای ديگر مشغول هستند . فرماندار محترم هم احتمالاً در اين انديشه است تا برای سالهای بعد چه کند تا فرماندار نمونه استان معرفی گردد و ... در اين ميان من مات و متحير مانده ام که اين مردم چگونه با پنج ميليون تومان خانه هايشان را از نو بنا می کنند . گنج يافته اند و يا پول دولتمردان عدالت گستر، برکت را با خود به همراه آورده است ؟!
محمدجوان
نوشته شده توسط محمد جوان در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 22:9 | لینک ثابت |
