تبليغاتX
جامه دران

جامه دران

روزگار سپری شده مردم سالخورده...

تصاويری گنگ و بريده از نخستين جشن اسکان سيلزدگان  شرق استان در سايت پيشکمر کلاله !

 

رژه بر خاک پوک

مقدمه !

روزگار غريبی است نازنين . روزگاری که به قول آن شاعر محترم : دهانت را می بويند مبادا گفته باشی دوستت دارم ! روزگار غريبی است نازين ! روزگاری به مراتب غريب تر از بوئيدن يک دهان و ... مهرورزان مرکز نشين و عدالت گستران پايتخت . روزنامه های يوميه وطن را به سکوت و ميهمانی قضات محترم و صد البته شريف دعوت می کنند و مدعی العلوم هم به واسطه نامه جناب الهام شمشير را از روی می بندد و شرق و نامه و حافظ را به تاريک خانه رهنمون می سازد و در اين سوی ميدان و در اين خاک که گلستانش ناميده اند ، همشهری بهشهری مان ، نشريات تشنج آفرين را تهديد به افشاء در سيمای گلستان می نمايد و مديران مسئول نيز همانند يکسال گذشته با سختگيری بيشتری دست نوشته های خبرنگارانشان را مرور می کنند و هر از چند گاهی زير برخی از واژه ها خط قرمز می کشند و خواستار حذف يا نقطه چين شدن سطرها می کردند .

روزگار ما آنقدر غريب است که اگر بخواهيم اندکی دست از پا خطا کنيم و ناگفته ها را بگوييم ، کوچکترين بازتاب آن هدايت به سردابه ها و تاريک خانه ها است و در سطح کوچکتری نيز متهم به فساد مالی مان می کنند و اينکه از چه کسی خط گرفته ايم تا چنين مطلبی را تهيه و بر عليه آنان چاپ کنيم ! حال اگر روزی در حضور مقام بلند پايه ای از سرنوشت نامعلوم عزيز در بندی هم سؤالی پرسيده شود ، با چشم غره های برخی روبرو می شويم و به ناچار مجبور می شويم به آسمان نگاهی بيندازيم و در پس ابرها برای دوستی بلند مرتبه دستی تکان و آهی بکشيم و بگويم : خدايا خود شاهد باش که بر ما چه می رود و با چه می کنند !

با اين که می دانم دست نوشته حقير ، بنا به عللی که برشمردم از زير تيغ مدير مسئول محترم سالم بيرون نخواهد آمد و برخی واژه ها جابه جا خواهند شد و برخی از کلمات نيز تغيير خواهند نمود ، با اين همه می نويسم چرا که رسالتم ايجاب می کند تا اين چين نمايم و چشمانم را بر کج روی ها و تيره روزي ها نبندم هر چند که در انتهای کار عده ای ما را متهم به سياه نمايی می نمايند و با قيل و قالشان آرامش را از ما خواهند ربود و جام شوکران را هديه مان خواهند داد !

1 ـ  تصوير نخست : 

همانند هميشه و مثل همه آن وقت های ديگر ، همچون ديگر بازديدهای مقامات بلند پايه ، اوضاع شلوغ پلوغ است و همه آنهايی که بايد ظرف ماهها و هفته های گذشته وظايف خود را انجام می داده اند و نداده اند ، انگار که امروزآفتاب از جايی ديگر طلوع کرده باشد . تمام نيروهای خود ر ا بسيج نموده اند تا با آخرين توان کارهای عقب مانده را به پيش ببرند و موجب خشنودی آقای استاندار گردند !

اداره برقی ها که تا همين چند وقت قبل به خاطر حرکت لاک پشتی خود مورد انتقاد شديد مردم قرار گرفته بودند ، در اين بزنگاه تاريخی و برای رقص نور جشن اسکان دائم سيلزدگان به صورت کيلويی کارهای خود را پيش می برند و بر تيرهايی که ته آن بتون نشده است ، چراغ های روشنايی می آويزند و با بلندگو از مردم می خواهند تا چنانچه نياز به انشعاب برق دارند و در اين رهگذر پايه کنتور خود را هم کار نموده اند به آنان مراجعه نمايند تا در اين روز تاريخی بدون اخذ وجه و تنها با امضای يک تعهد نامه انشعاب به آنها واگذار نمايند ! حال تفاوتی هم ندارد که کابل برق از کدام تير کشيده می شود . چه اشکالی دارد وقتی تير برقی که در دو قدمی خانه قرار گرفته است ، به دليل شيرين کاری های آنان سيم ندارد ، از تير برق روبرويی 8 يا 10 متر و شايد هم بيشتر فاصله دارد ، برق رسانی گردد و ...

اداره آب و فاضلاب روستايی به يمن وجود پيشرفته ترين سيستم هاي  آب رسانی های دنيا ـ تانکر های عهد بوق و سيستم لوله گذاری فله ای ـ  موفق شده است تا از ميان 2000خانواری که 700 خانوارآن اسکان يافته اند ـ به 35 خانوار محترم و خوشبخت ـ  انشعاب واگذار نمايد و هر چند صد متر يک شير آب به منظور رفاه حال مردم سيل زده سابق بگذارد و ... 

پيمانکاران آسفالت ساز و خيابان ساز بنياد مسکن انقلاب اسلامی هم بيکار ننشسته اند و با سرعت فوق تصور خيابانهای اصلی شهرک و برخی از فرعی های آن را بدون توجه به زير سازی ويا جدول بندی آسفالت می نمايند ، برای آنها دوام و قوام کار مهم نيست ، آنچه مهم است ظاهر کار است و بس !   

اداره مخابرات هم برای خالی نبودن عریضه و برای آنکه خودی نشان داده باشد ، در چند نقطه از شهر جديد گوگلدن باجه تلفن عمومی « احتمالاً رايگان » نصب کرده است تا از قافله عقب نماند و ...

پيمانکاران مدرسه ساز هم بنا به رسم هميشگی و به منظور آنکه حرف آقای استاندار دو نشود و او بتواند روز اول مهر زنگ يکی از مدارس شهرک را به نشانه آغاز سال تحصيلی بزند ، بصورت شانه روزی تلاش می نمايند تا کار احداث ساختمان مدارس به پايان برسد و ...

2 ـ تصوير دوم :

استاندار محترم سر می رسد ، استوار و مصمم گام بر می دارد ، از چند نقطه شهرک بازيد می کند . احتمالاً از همان نقاطی که قبلاً به همين منظور آماده شده است ! مسئولين شهری نيز هر کدام به فراخور کاری که انجام داده اند  گزارش کاری ارئه می دهند و ... استاندار محترم پشت تريبون قرار می گيرد و از 30 ميليارد تومان می گويد که تا کنون برای شهرک هزينه شده است . از 700 خانواری می گويد که قرار است به ميمنت و مبارکی هفته دولت زندگی خود را در شهرک گوگلان آغاز نمايند

. شاعری از حل مشکل برق و آب شهرک تا پايان سال و بهره مندی مردم شهرک از گاز طبيعی ظرف دو سال آتی می دهد و تأکيد می کند مديرانی را هم که در مسير خدمت رسانی به مردم قرار نگيرند را از دور خا رج می کند و ...حالا مي فهمم كه چرا مديران محترم بر تيرهاي بتن نشده چراغ هاي روشنايي مي آويزند و ...

خبرنگار محترم صدا و سيما نيز در طی اين مدت بيکار ننشسته است و به اتفاق همکاران خود چرخی در شهرک می زند و با چند نفر از اهالی سخن می گويد و آن چند نفر هم در نهايت آرامش تعريف و تمجيد می کنند اما وقتی کار به گله و شکايت که می رسد تصوير برفکی و کات به نفر بعدی می شود ، بعدها مشخص می شود که خبرنگار مذکور از آنان خواسته است تا به منظور تشويق دولت محترم و قدردانی از زحمات مسئولان ، انتقادات گفته نشود و حتماً به تعريف و تمجيد آقايان پرداخته شود !

3 ـ تصوير سوم :

استاندار که می رود ، کارها دوباره به روال سابق بر می گردد . اداره برقی ها برای دريافت انشعاب جديد اهالی را به حضور در اداره مذکور و واريز نمودن نقدی پول انشعاب و 3 يا 4 روز معطلی دعوت می کند . آبفايی ها کماکان در باد همان 35 انشعاب خوابيده اند و پيمانکاران محترم بدون آنکه دغدغه ای  بابت نشست آسفالت در چند نقطه شهرک داشته باشند و بی آنکه حسابرسی برای حيف و ميل بيت المال بيابند ، همچنان به زير سازی و جدول بندی خيابانهای ديگر مشغول هستند . فرماندار محترم هم احتمالاً در اين انديشه است تا برای سالهای بعد چه کند تا فرماندار نمونه استان معرفی گردد و ... در اين ميان من مات و متحير مانده ام که اين مردم چگونه با پنج ميليون تومان خانه هايشان را از نو بنا می کنند . گنج يافته اند و يا پول دولتمردان عدالت گستر، برکت را با خود به همراه آورده است ؟!

 

محمدجوان

 


نوشته شده توسط محمد جوان در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 22:25 | لینک ثابت |



تصاويری گنگ و بريده از نخستين جشن اسکان سيلزدگان  شرق استان در سايت پيشکمر کلاله !

 

رژه بر خاک پوک

مقدمه !

روزگار غريبی است نازنين . روزگاری که به قول آن شاعر محترم : دهانت را می بويند مبادا گفته باشی دوستت دارم ! روزگار غريبی است نازين ! روزگاری به مراتب غريب تر از بوئيدن يک دهان و ... مهرورزان مرکز نشين و عدالت گستران پايتخت . روزنامه های يوميه وطن را به سکوت و ميهمانی قضات محترم و صد البته شريف دعوت می کنند و مدعی العلوم هم به واسطه نامه جناب الهام شمشير را از روی می بندد و شرق و نامه و حافظ را به تاريک خانه رهنمون می سازد و در اين سوی ميدان و در اين خاک که گلستانش ناميده اند ، همشهری بهشهری مان ، نشريات تشنج آفرين را تهديد به افشاء در سيمای گلستان می نمايد و مديران مسئول نيز همانند يکسال گذشته با سختگيری بيشتری دست نوشته های خبرنگارانشان را مرور می کنند و هر از چند گاهی زير برخی از واژه ها خط قرمز می کشند و خواستار حذف يا نقطه چين شدن سطرها می کردند .

روزگار ما آنقدر غريب است که اگر بخواهيم اندکی دست از پا خطا کنيم و ناگفته ها را بگوييم ، کوچکترين بازتاب آن هدايت به سردابه ها و تاريک خانه ها است و در سطح کوچکتری نيز متهم به فساد مالی مان می کنند و اينکه از چه کسی خط گرفته ايم تا چنين مطلبی را تهيه و بر عليه آنان چاپ کنيم ! حال اگر روزی در حضور مقام بلند پايه ای از سرنوشت نامعلوم عزيز در بندی هم سؤالی پرسيده شود ، با چشم غره های برخی روبرو می شويم و به ناچار مجبور می شويم به آسمان نگاهی بيندازيم و در پس ابرها برای دوستی بلند مرتبه دستی تکان و آهی بکشيم و بگويم : خدايا خود شاهد باش که بر ما چه می رود و با چه می کنند !

با اين که می دانم دست نوشته حقير ، بنا به عللی که برشمردم از زير تيغ مدير مسئول محترم سالم بيرون نخواهد آمد و برخی واژه ها جابه جا خواهند شد و برخی از کلمات نيز تغيير خواهند نمود ، با اين همه می نويسم چرا که رسالتم ايجاب می کند تا اين چين نمايم و چشمانم را بر کج روی ها و تيره روزي ها نبندم هر چند که در انتهای کار عده ای ما را متهم به سياه نمايی می نمايند و با قيل و قالشان آرامش را از ما خواهند ربود و جام شوکران را هديه مان خواهند داد !

1 ـ  تصوير نخست : 

همانند هميشه و مثل همه آن وقت های ديگر ، همچون ديگر بازديدهای مقامات بلند پايه ، اوضاع شلوغ پلوغ است و همه آنهايی که بايد ظرف ماهها و هفته های گذشته وظايف خود را انجام می داده اند و نداده اند ، انگار که امروزآفتاب از جايی ديگر طلوع کرده باشد . تمام نيروهای خود ر ا بسيج نموده اند تا با آخرين توان کارهای عقب مانده را به پيش ببرند و موجب خشنودی آقای استاندار گردند !

اداره برقی ها که تا همين چند وقت قبل به خاطر حرکت لاک پشتی خود مورد انتقاد شديد مردم قرار گرفته بودند ، در اين بزنگاه تاريخی و برای رقص نور جشن اسکان دائم سيلزدگان به صورت کيلويی کارهای خود را پيش می برند و بر تيرهايی که ته آن بتون نشده است ، چراغ های روشنايی می آويزند و با بلندگو از مردم می خواهند تا چنانچه نياز به انشعاب برق دارند و در اين رهگذر پايه کنتور خود را هم کار نموده اند به آنان مراجعه نمايند تا در اين روز تاريخی بدون اخذ وجه و تنها با امضای يک تعهد نامه انشعاب به آنها واگذار نمايند ! حال تفاوتی هم ندارد که کابل برق از کدام تير کشيده می شود . چه اشکالی دارد وقتی تير برقی که در دو قدمی خانه قرار گرفته است ، به دليل شيرين کاری های آنان سيم ندارد ، از تير برق روبرويی 8 يا 10 متر و شايد هم بيشتر فاصله دارد ، برق رسانی گردد و ...

اداره آب و فاضلاب روستايی به يمن وجود پيشرفته ترين سيستم هاي  آب رسانی های دنيا ـ تانکر های عهد بوق و سيستم لوله گذاری فله ای ـ  موفق شده است تا از ميان 2000خانواری که 700 خانوارآن اسکان يافته اند ـ به 35 خانوار محترم و خوشبخت ـ  انشعاب واگذار نمايد و هر چند صد متر يک شير آب به منظور رفاه حال مردم سيل زده سابق بگذارد و ... 

پيمانکاران آسفالت ساز و خيابان ساز بنياد مسکن انقلاب اسلامی هم بيکار ننشسته اند و با سرعت فوق تصور خيابانهای اصلی شهرک و برخی از فرعی های آن را بدون توجه به زير سازی ويا جدول بندی آسفالت می نمايند ، برای آنها دوام و قوام کار مهم نيست ، آنچه مهم است ظاهر کار است و بس !   

اداره مخابرات هم برای خالی نبودن عریضه و برای آنکه خودی نشان داده باشد ، در چند نقطه از شهر جديد گوگلدن باجه تلفن عمومی « احتمالاً رايگان » نصب کرده است تا از قافله عقب نماند و ...

پيمانکاران مدرسه ساز هم بنا به رسم هميشگی و به منظور آنکه حرف آقای استاندار دو نشود و او بتواند روز اول مهر زنگ يکی از مدارس شهرک را به نشانه آغاز سال تحصيلی بزند ، بصورت شانه روزی تلاش می نمايند تا کار احداث ساختمان مدارس به پايان برسد و ...

2 ـ تصوير دوم :

استاندار محترم سر می رسد ، استوار و مصمم گام بر می دارد ، از چند نقطه شهرک بازيد می کند . احتمالاً از همان نقاطی که قبلاً به همين منظور آماده شده است ! مسئولين شهری نيز هر کدام به فراخور کاری که انجام داده اند  گزارش کاری ارئه می دهند و ... استاندار محترم پشت تريبون قرار می گيرد و از 30 ميليارد تومان می گويد که تا کنون برای شهرک هزينه شده است . از 700 خانواری می گويد که قرار است به ميمنت و مبارکی هفته دولت زندگی خود را در شهرک گوگلان آغاز نمايند

. شاعری از حل مشکل برق و آب شهرک تا پايان سال و بهره مندی مردم شهرک از گاز طبيعی ظرف دو سال آتی می دهد و تأکيد می کند مديرانی را هم که در مسير خدمت رسانی به مردم قرار نگيرند را از دور خا رج می کند و ...حالا مي فهمم كه چرا مديران محترم بر تيرهاي بتن نشده چراغ هاي روشنايي مي آويزند و ...

خبرنگار محترم صدا و سيما نيز در طی اين مدت بيکار ننشسته است و به اتفاق همکاران خود چرخی در شهرک می زند و با چند نفر از اهالی سخن می گويد و آن چند نفر هم در نهايت آرامش تعريف و تمجيد می کنند اما وقتی کار به گله و شکايت که می رسد تصوير برفکی و کات به نفر بعدی می شود ، بعدها مشخص می شود که خبرنگار مذکور از آنان خواسته است تا به منظور تشويق دولت محترم و قدردانی از زحمات مسئولان ، انتقادات گفته نشود و حتماً به تعريف و تمجيد آقايان پرداخته شود !

3 ـ تصوير سوم :

استاندار که می رود ، کارها دوباره به روال سابق بر می گردد . اداره برقی ها برای دريافت انشعاب جديد اهالی را به حضور در اداره مذکور و واريز نمودن نقدی پول انشعاب و 3 يا 4 روز معطلی دعوت می کند . آبفايی ها کماکان در باد همان 35 انشعاب خوابيده اند و پيمانکاران محترم بدون آنکه دغدغه ای  بابت نشست آسفالت در چند نقطه شهرک داشته باشند و بی آنکه حسابرسی برای حيف و ميل بيت المال بيابند ، همچنان به زير سازی و جدول بندی خيابانهای ديگر مشغول هستند . فرماندار محترم هم احتمالاً در اين انديشه است تا برای سالهای بعد چه کند تا فرماندار نمونه استان معرفی گردد و ... در اين ميان من مات و متحير مانده ام که اين مردم چگونه با پنج ميليون تومان خانه هايشان را از نو بنا می کنند . گنج يافته اند و يا پول دولتمردان عدالت گستر، برکت را با خود به همراه آورده است ؟!

 

محمدجوان

 


نوشته شده توسط محمد جوان در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 22:9 | لینک ثابت |