تبليغاتX
جامه دران

جامه دران

نامه عابدین به ملت...!

عابدين خسروي و پديده اي بنام موج سواري

 

بحران شهري يا شهر بحراني

 

بدون شك در شرايط كنوني جامعه و سير رو به رشد توسعه و آباداني كشور حداقل انتظار مردم از مسئولين در هر رده ممكن ، توجه به اساسي ترين نيازهاي آنان و تلاش در جهت تأمين حداقل خواسته آنان است . هرچه بسوي جوامع كوچكتر و دور افتاده تر كه برويم اين حساسيت و دغدغه در بين مردم و مسئولين بيشتر مي شود . اعتماد مردم به نظام اداري كشور و چشم اميد دوختن به دستان هنرمندي كه در وراي هر ميز و منصب خدمت به مردم را مي جويد و رضاي خلق را در كسب رضايت مشروع خلق مي داند انگيزه و رغبت خدمتگزاران به ملت را دو چندان مي سازد .

دولت نهم برآمده از بغض فرو نشسته مردمي است كه بيعدالتي ، بي كفايتي در رده هاي مختلف و در جاي جاي مناصب اين مملكت آنان را بستوه آورده بود و همواره به دنبال فرازي مي گشتند تا آنان را به سوي بهترين سوق دهد . اين اشتياق در انتخابات هفتم و با شعار اصلاحات جلوه نمايي يافت اما غفلت برخي از دوستان در توجه جدي به مطالبات مردم فهيم و قهرمان باعث شد كه بار ديگر منش و رفتاري پذيرفته شود كه در اذهان عمومي ملت نقش ماندگاري دارد .

مهرورزي و عدالتجوئي در قامتي كه يادآور برجسته ترين چهره سياسي كشور يعني شهيد رجائي بود از اقبال عمومي خوبي برخوردار شد و چنان شد كه همگان با چشم حيرت ديدند . اينك در جاي جاي ايران پهناور و عزيز ، مردم دوست دارند مناصب را در يد افرادي ببينند كه كفايت و درايت لازم در برنامه هائي داشته باشند كه به اميد باروري آن راي داده شده است .

امّا متأسفانه در گوشه و كنار اين مملكت ، برخي مناصب و مسئوليت ها عليرغم وضعيت خطيري كه دارند از ذره بين سنجش توانايي و استعداد ، سلامت و عزت نفس بدور مانده اند و بي مهابا چنان تركتازي مي كنند كه گويي واهمه اي از عدالت و ترازوي آن ندارند . نظام در راستاي تقويت مباني مشاركت مردم و كاهش تصدي گري دولت در اداره امور ، بستر شوراها را فراهم ساخت تا در سايه حركت شوراها ، روند نظارتي و حضور مردم در اداره امور تقويت شده و نقش پررنگ تري بخود گيرد . در گوشه اي از اين مملكت پهناور و در منطقه اي آسيب پذير از خطر بلاياي طبيعي و مهاجر پذير از اقصي نقاط كشور ، شهري وجود دارد كه در جغرافياي كشور آن را گاليكش ناميده اند .

اين شهر به سبب قرار داشتن در مسير جاده اصلي تهران ـ مشهد و در منتهي اليه استان گلستان به سمت خراسان از حيث صنعت توريسم و جاذبه هاي گردشگري يكي از بي نظيرترين مناطق جغرافيايي كشور است . وجود پارك ملي گلستان در پوشش جنگلي به درازاي 30 كيلومتر در مسير اصلي جاده اصلي و چشم اندازهاي طبيعي فراوان مانند آبشارهاي زيبا در دامن جنگل ها و هم چنين جنگلهاي انبوه  و بكر با رودخانه هاي دائمي و پرآب ، كشتزارهاي پر رونق زراعي با تنوع زراعي فراوان ، مدتي است بواسطه غفلت و تعلل برخي از اعضاي شوراي شهر و فقدان برنامه و تقويم فعاليت شهري به دهكده اي بي حد و حصر تبديل شده و روند فعال سازي شهر در هاله ناتواني و سوء مديريت شهري پنهان مانده  بگونه اي كه فعاليت ها و عمراني هاي شهرداران قبلي نيز بواسطه اين بي كفايتي دستخوش فراموشي و ويراني گرديده است . جاذبه هاي گردشگري و توسعه صنعت توريسم باعث شده بود تا در  دوره فعاليت شهردار قبلي و شوراي شهر قبلي ، پارك هاي زيبايي مانند : شقايق ، انقلاب ، جنگلي فارسيان ، استراحتگاه ابتداي شهر با نما و امكانات زيبايي به فراخور نياز شهروندان و مسافرين طراحي و با كمترين هزينه ممكن احداث شود كه پراكندگي آن علاوه بر پاسخگويي به نياز شهروندان اسباب جذب مسافرين و زائرين حرم رضوي و بيتوته آنان در اين شهر را فراهم ساخته بود .

اما متأسفانه اينك علاوه بر رها شدن عمليات تكميل و احداث ، از نگهداري و مراقبت آنان نيز غافل مانده اند بطوريكه بخش اعظم اين پاركها از بين رفته و هيچ اقدامي در جهت مرمت آنان انجام نشده است . روند بهسازي شهر بويژه احداث خيابان كنار گذر بمنظور كاهش منطقي بار ترافيك شهري و ساماندهي عبور وسايل سنگين كه از آرزوهاي ديرينه مردم شهر و از دغدغه هاي مسافرين عبوري است همچنان راكد مانده است .

ــ روند تعريض معابر و بهسازي بافت هاي شهر

ــ لايروبي انهار عبوري از داخل شهر براي پيشگيري از آبگرفتگي و سيل

ــ طرح ساماندهي صنايع مزاحم و احداث نيازهاي اوليه شهر مانند ميدان ورودي در دو سوي شهر

ــ نظارت بر حمل و نقل شهري

ــ برنامه ريزي در راستاي مقاوم سازي بناها و تقويت بعد نظارتي آن

ــ هماهنگي با نهادهاي ذيصلاح در جهت حل مسكن اقشار آسيب پذير از فرهنگيان

ــ پيگيري تحقق مطالبات مشروع و قانوني مردم منطقه از جمله تبديل بخش گاليكش به فرمانداري

ــ طرح حمايت از احداث كارخانجات در جهت ايجاد اشتغال براي جوانان اين منطقه مانند پروژه احداث كارخانه سيمان

و دهها مورد ديگر كه از جمله اقدامات و اولويتهاي فعاليت شوراي قبلي و شهردار سابق شهر بود كه اينك بواسطه مشغله كاسبانه برخي از عناصر شوراي شهر ، غبار فراموشي پيرامونشان را فرا گرفته است .

 شهردار اين شهر در اقدامي عجيب و غير قابل پيش بيني براي حل مسكن فرهنگيان اين شهر كه از معدود شهرهايي است كه دولت زميني براي ساخت مسكن در آن به احدي واگذار نكرده و برنامه اي نيز براي واگذاري ندارد هزينه اي سنگين را از فرهنگيان مطالبه كرد كه فرهنگيان عليرغم ناتواني شان بالاجبار پرداخت نمودند . آيا واقعاً اين امر از مصاديق آشكار تبعيض و ظلم بر قاطبه فرهنگيان اين منطقه نيست ؟ چرا همه كارمندان و فرهنگيان در شهرهاي مجاور اين شهر از زمين شهري و حمايت دولت در واگذري آن برخوردار باشند اما تعاوني فرهنگيان گاليكش بايد از هزينه شخصي اعضاء زمين زراعي را به بهاي گراني بخرند و مضاف بر آن هزينه سنگين تري را به شهردار بپردازند تا موافقت اوليه بر تغيير كاربري اراضي را صادر نمايد .

اميد آن دارم نسيم روح بخش عدالت دولت نهم ، مهربانانه به چهره فرهنگيان مظلوم اين شهر بنوازد و با اعاده بخشي از هزينه سنگين تغيير كاربري اراضي ، عملاً حامي معلمان در راستاي تأمين مسكن آنان باشد .

يكي ديگر از اقدامات ارزشمند شهرداري در دوره هاي قبلي ، تلاش در جهت توليد درآمد از طريق توليد فرآورده ها بوده كه مهمترين بستر توليد درآمد در شهرداري كارخانه سنگ شكن و مجتمع توليد فرآورده هاي بتوني بوده كه متأسفانه هم اينك در اثر سوء مديريت در هاله هاي فراموشي و ندانم كاري بجاي توليد سرمايه و ايجاد اشتغال ، خوابيده و مركزي براي صرف سرمايه هاي شهرداري شده است . اشتغال بخش قابل توجهي از نيروي كار در اين دو مركز و فقدان مورد مشابه در منطقه همراه با علاقه مردم نسبت به خريد و سفارش كالا از اين دو مركز به واسطه كيفيت و طرح هاي زيبا از جمله عواملي بودند كه باعث جذب درآمد سرشاري براي شهرداري شده بود ولي هم اينك عليرغم نياز مبرم شهرداري به اعتبارات مالي ، اين بخش درآمدزا  راكد  مانده است. بخش ديگري از فعاليتهاي شهرداري در راستاي عمران منطقه مساعدت به روند احداث كارخانه سيمان در اين شهر بود . كمك هاي فراوان با هزينه هاي گزاف از جيب بيت المال و از سرانه خدمات شهري با اين هدف در اختيار شركت مجري طرح قرار گرفت كه شركت مجري طرح احداث كارخانه براي تأمين نيروي انساني مورد نياز خود از نيروي بومي بيكار استفاده كند . در واقع شرط اصلي قرار دادن سرمايه شهرداري در اختيار يك شركت خصوصي استفاده و جذب نيروي بيكار منطقه بوده تا از اين طريق بخش اعظمي از مشكلات مردم رفع گردد . اما بي تفاوتي آقايان عملاً باعث شد تا شركت مجري طرح بجاي استفاده از نيروي بيكار بومي از نيروهاي غير بومي حتي از استانهاي ديگر استفاده كند .

علاوه بر اين به شائبه ايجاد شده در اذهان عمومي مبني بر دخالت برخي از عناصر رده بالاي اين تشكيلات در خريد اراضي زراعي و تغيير كاربري آن به مسكوني به ساده ترين روش ممكن كه براي مالكان اصلي براحتي امكان پذير نبوده و فروش به چند برابر قيمت به خلق اله هنوز پاسخ روشن و محكمي داده نشده است و چرا تاكنون در اين زمينه پاسخ صريحي از سوي مسئولين شهري به مردم كه ولي نعمت اين انقلابند داده نشده با خداست . اي كاش مسئولين ذيربط شهامت داشته و رتبه اخذ شده شهرداري شهر در ارزيابي شهرداري ها را در مقايسه با دوره قبل اعلام كنند تا شهروندان عزيز به ميزان تلاشهاي آنان در شهر و نتيجه روشن آن كه همانا پس ماندن در سير رو به رشد شهر بوده پي ببرند .

در خاتمه با نااميدي از همه تلاشهايي كه تاكنون از طريق جلسات شوراي شهر و مذاكرات حضوري متحمل شده ام ناگزير به افكار عمومي و وجدانهاي بيداري رجوع مي كنم كه خدمت به مردم فهيم و محروم منطقه را عشق و عبادت خود مي شمارند و از تك تك مردم شريف و زحمت كش منطقه انتظار دارم با هوشياري و ظرافت بيشتري پيگير مطالبات بر حق خود در داشتن شهري آباد و امن باشند .

اميد است خداوند كه شاهد و ناظر اعمال پيدا و پنهان ما در همه احوال است خود در محكمه عدلش ، فريادرس حقوقي باشد كه بنا حق فنا شده است .

                                                                                                                                                                 

« والسلام »

 

                                                                                                              عابدين خسروي

عضو شوراي اسلامي شهر گاليكش و

     رئيس شوراي شهرستان مينودشت

 

لازم به ذكر است كه دربررسي هاي به عمل آمده از چگونگي اجراي طرح تكريم وجلب رضايت ارباب رجوع در نظام اداري كشور كه با سه معيار بررسي عملكرد دستگاه در اجراي طرح،نظر سنجي مردم و نظر كميته تخصصي،شهرداري گاليكش كه در دوره مديريت مهندس كريمي به عنوان شهرداري نمونه استاني معرفي و ازسوي وزير كشور وقت نيز لوح نقدير دريافت نموده بودند،در دوره فعلي درميان 37 سازمان و دستگاه رتبه آخر را كسب نموده است كه... 


نوشته شده توسط محمد جوان در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 22:3 | لینک ثابت |



 

فرودگاه كلاله،اما ها و اگرها...؟!

 

 

محمد جوان: اواخر اسفندماه گذشته، هنگامي كه محمود احمدي نژاد براي هشتمين سفر استاني خويش،نوك هواپيماي خود را به سوي گلستان چرخاند و وزرايش را به اين سو كشاند،بارقه هايي از اميد در دلمان جوانه زد و ما را به اين خيال خام وباور بيهوده رساند كه سرانجام پس از ناكامي 16 ساله كارگزاران سازندگي واصلاح طلبان پيشرو در راه اندازي فرودگاه كلاله،اين بار مهرورزان وعدالت گستران با حضور خويش در شرق استان گلستان،شور وشعف را با خرد وشعورخود به ميان مردم اين وادي محروم خواهند آورد وبا دستان توانمند خويش آشيان تار بسته فرودگاه كلاله را غبار روبي و آماده براي پرواز مي نمايند.تا مردم با چشمان خود ببيند كه شعار اساسي رياست محترم جمهوري((  ما مي توانيم و مي شودها)) در عمل نيز كارايي دارد آن هم براي فرودگاهي كه روزگاراني نه چندان دور ميزبان خانواده پهلوي و در عصر حاضر پذيراي اكبر هاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي بوده است و هم اكنون نيز هرازچندگاهي وزير ويا وكيلي را به خود مي بيند.

آشيان تاربسته اي كه مردم اطراف آن سال هاست حسرت پروازهاي روزانه ويا هفتگي هواپيمايي را بردل خويش مي كشند و لحظه شماري مي كنند تا روزي فرا برسد كه ديگر نشاني از كمباين ها براي دروي محصول زمين هاي كشاورزي آن نباشد و سروصداي ناهنجار كمباين ها و تراكتورها جاي خود را به غرش هواپيماهاي مسافربري وتجاري بدهد.

راستي  اگرقرار باشد اينگونه شود پس سهم كشاورزاني كه هرساله كل باند فرودگاه را قرق مي نمايند تا هندوانه هاي خويش را تخم گيري نمايند،چه مي شود؟ آنها بعد از اين كجا هندوانه هاي خود را قاچ كنند و تخم آنان را آفتاب بدهند؟ تكليف موتورسواراني كه باند فرودگاه را با پيست موتورسواري اشتباه گرفته اند و كورس هاي خود را درآنجا برگزار مي كنند چه خواهد شد؟ رانندگان ناشي وتازه كار كجا مي توانند خياباني به زيبايي و آرامي باند پيدا نمايند و  تعليم رانندگي ببينند

و از همه مهمترسهم آن دسته از مالكين بزرگي كه با پرداخت اجاره بهاي نازلي، هرساله زمين هاي حاشيه فرودگاه را كه متعلق به بيت المال است به زير كشت مي برند و  سود هنگفتي به جيب مي زنند، چه مي شود؟

ودهها اما واگرهاي ديگر...بگذريم قصه مان را ادامه بدهيم!

آنگاه كه محمود احمدي نژاد در جمع مردم شريف كلاله حاضر شد و درپايان سخنانش از مردم اين شهرستان خواست تا با فرياد انرژي هسته اي حق مسلم ماست ،صداي خود را به گوش غربي ها برسانند،همان ها كه شعار مي دادند لحظاتي بعد از او درخواست نمودند تا به وضعيت فرودگاه و بيمارستان رسيدگي نمايد و رئيس جمهور محترم نيز به آنها قول مساعد داد تا درجلسه هئيت دولت -كه قرار بود درپايان همان روز در استانداري گلستان تشكيل شود-نسبت به اين مسائل تدابيري جدي بينديشد و...

اما شامگاه روزي كه احمدي نژاد و يارانش فرودگاه گرگان را به مقصد تهران ترك نمودند . استاندار محترم استان گلستان در سيماي استاني مان پديدار شد و مصوبات هئيت دولت از طريق ايشان به سمع ونظر مردم رسيد و درطي ساعتهاي بعدي نيز بطور مداوم اين رويه ادامه يافت اما...دريغ از يك خبر و يك مصوبه كه مربوط به اين فرودگاه فراموش شده باشد.

احمدي نژاد آمد،قول داد ورفت اما...بنده نيز همانند طيف گسترده اي از مردم كلاله بر اين باور بوده،هستم و خواهم بود كه دستهاي پنهان قدرتمندان مركزنشين اجازه نخواهد داد تا شرقي هاي اين استان غبار محروميت را ازچهره منطقه خويش پاك نمايند و...

اين روزها نيز شنيده مي شود كه از سوي هئيت محترم دولت يك ميليارد تومان براي تجهيز فرودگاه ويا ساخت پاركينگ تصويب شده است با اين توضيح كه مسئولان محلي مي گويند :هنوز اين مبلغ تخصيص نيافته است.

نگارنده معتقد است تا زماني كه مردم منطقه خود به طورجدي به دنبال تحقق مطالبات به حق خويش نباشند حتي اگر چند برابر اين مبالغ نيز تصويب گردد و تخصيص داده شود بازهم قدرتمندان و زورمداران اجازه بازگشايي نخستين فرودگاه استان را نخواهند داد و در بر روي همين پاشنه خواهد چرخيد.

لذا اين چنين به نظر مي رسد كه مردم ومسئولين محترم شهرستان كلاله بايد با يكدلي واتحاد بيشتري براي  رفع موانع بر سر راه افتتاح فرودگاه در كنار يكديگر گام بردارند و بيش از بيش برتحقق آرمان هاي بلند خويش پافشاري نمايند البته دراين ميان بايرام گلدي برمك نيز بايد بكوشد تا نظر مساعد همكاران شرقي خود در مجلس شوراي اسلامي را براي عملياتي كردن فرودگاه نفرين شده شهرمان كسب نمايد.

اميدوارم با همراهي و تلاش وافر همه مسئولان و مردم منطقه شرق استان گلستان ، فرودگاه قدس كلاله درپايان زمامداري چهارساله نخست مهرورزان شاهد پروازهاي داخلي باشد.هرچند كه حقير بازهم معتقدم چنين آرماني بيشتر به رويا شباهت دارد تا واقعيات...

 

 


نوشته شده توسط محمد جوان در جمعه نهم تیر 1385 ساعت 15:49 | لینک ثابت |